من، رضا فردوس، متولد دوازدهمین سحرگاه از آبانماه ۱۳۵۱ در کرج هستم. در آستانهی فصلی که ریشهها به خواب میروند، من در میان کلمات بیدار شدم. اگر بخواهم صادقانه بگویم، هویت من نه در شناسنامه، بلکه لابلای سطرهایی تعریف میشود که سالها در انزوای خودخواسته نوشتهام. نام رضا فردوس برای من، بیش از آنکه یک نام باشد، یک مانیفست شخصی است؛ تعهدی به نوشتن و پناه بردن به دنیایی که در آن، تنها کلمه حکم میراند.
تولد رضا فردوس در میانهی واقعیت و رویا
سالهاست که در میانهی دیوارهای خانهای در کرج و گذرهای شلوغ تهران، در یک سکوتِ خودخواسته سکنی گزیدهام تا آنچه مینویسم نه از روی هیاهوی محافل ادبی، که از عمقِ تجربهی زیستهام باشد. برای من، نوشتن هرگز یک حرفه یا راهی برای کسب اعتبار نبوده است؛ نوشتن برای رضا فردوس، تنها راهِ تاب آوردنِ سنگینیِ واقعیتی است که گاه بهشدت عریان و بیرحم میشود. تحصیلاتم در رشته ادبیات تنها به من آموخت که چگونه چارچوبها را بشناسم تا بعدتر، با آگاهیِ کامل، آنها را ویران کنم. من آموختهام که حقیقتِ رضا فردوس در میان مِهِ غلیظِ یک داستان سورئال و در ناتمامیِ یک جملهی مینیمال نهفته است.
چرا رضا از کاغذ و چاپ میگریزد؟
بسیاری از من میپرسند که چرا ردپای کلماتم در کتابفروشیها پیدا نمیشود یا چرا اثری چاپی با نام رضا فردوس روی قفسهها نیست. پاسخ من روشن است: من کاغذ را گورستان کلمات میدانم. آگاهانه تصمیم گرفتهام نوشتههایم را در بندِ قفسههای خاکگرفته و منطقِ بازار نشر محبوس نکنم. من به «دموکراسیِ کلمات» ایمان دارم و معتقدم هنر نباید فروخته شود، بلکه باید مثل هوا، جاری و در دسترسِ ریههای هر کسی باشد که در پیِ اندکی تنفس است. به همین خاطر، من خود را یک «نویسنده سایبری» یا «نویسنده مستقل دیجیتال» میدانم. آثار من در قالب فایلهای رایگان و کتابهای الکترونیکی منتشر میشوند تا در پهنهی بیمرز اینترنت نفس بکشند، نه اینکه در انبارها بپوسند.
جهانبینی من در «برشهای شعری» و داستانهای سورئال
دنیای من، دنیای جملات کوتاه و ایجازهای گزنده است. آنچه من «Poetry Bites» یا «برشهای شعری» مینامم، تلاشی است برای منجمد کردنِ یک لحظه در سه یا چهار خط؛ شعرهایی که امضای رضا فردوس را با خود دارند. در داستانهای کوتاهم نیز، همیشه به دنبالِ آن نقطهای هستم که واقعیت ترک برمیخورد و سورئالیسم از میانِ آن جوانه میزند. سبک نگارش من، آمیزهای است از رئالیسمِ سیاه و فضاهای مهآلودی که مخاطب را به سفری درونی دعوت میکند. کلمات به کار گرفته میشوند تا فضایی بسازند که در آن، مخاطب خودش را و تنهاییاش را ملاقات کند.
همسفری با رضا فردوس در این فراموشی دستهجمعی
من اینجا هستم تا با شما در این «فراموشیِ دستهجمعی» شریک شوم. اگر به دنبال روایتهای خطی و پایانهای خوش هستید، شاید مسیر را اشتباه آمده باشید؛ اما اگر به دنبالِ پرسهای در تاریکی و جستجوی نوری لرزان در انتهای یک جملهی ناتمام میگردید، نوشتههای رضا فردوس برای شماست. در این فضای دیجیتال، شما با جهانِ فکری من روبرو میشوید؛ جهانی که در آن زمان از روی عقربهها سُر خورده و کلمات، تنها پناهگاهِ باقیمانده هستند.
اینجا، خانهی دیجیتال رضا فردوس است؛ جایی که کلمات، آزادانه و بدونِ سانسورِ کاغذ، پرواز میکنند. همانطور که همیشه با خود زمزمه میکنم: «ما در کجای این فراموشی جا مانده بودیم؟»
— با احترام، رضا فردوس







دیدگاهتان را بنویسید